داستان مامان


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



به نظر شما سونی با xperia z1 به موفقیت می رسد؟

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان کوله پشتی و آدرس knapsack.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 308
بازدید دیروز : 21
بازدید هفته : 474
بازدید ماه : 402
بازدید کل : 751288
تعداد مطالب : 297
تعداد نظرات : 146
تعداد آنلاین : 1


Online
با کلیک بر روی +1 ما را در گوگل محبوب کنید


 The title of your home page You could put your verification ID in a comment Or, in its own meta tag Or, as one of your keywords Your content is here. The verification ID will NOT be detected if you put it here.

آمار مطالب

:: کل مطالب : 297
:: کل نظرات : 146

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 308
:: باردید دیروز : 21
:: بازدید هفته : 474
:: بازدید ماه : 402
:: بازدید سال : 11858
:: بازدید کلی : 751288

RSS

Powered By
loxblog.Com

با کوله پشتی به روز باشید

داستان مامان
جمعه 15 شهريور 1392 ساعت 22:0 | بازدید : 1907 | نوشته ‌شده به دست ali | ( نظرات )

مادر مسعود برای دیدن پسرش مسعود به محل دیدن او یعنی لندن آمده

بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر به نام ویکی

زندگی می کند. کاری از دست خانم حمیدی برنمی آمد و از طرفی هم

اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود. و به رابطه ی میان آن دو ظنین

شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که

فکر مادرش را خوانده بود گفت : من میدانم که شما چه فکری می کنید

، اما من به شما اطمینان می دهم که من و ویکی فقط هم اتاقی

هستیم.

حدود یک هفته بعد ویکی پیش مسعود آمد و گفت : از وقتی که مادرت

از اینجا رفته قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که مادرت

این قندان را برداشته باشد؟


خب من شک دارم ، ما برای اطمینان بیشتر به او ایمیل خواهم زد.


او در ایمیل خود چنین نوشت : “مادر عزیزم ، من نمی گم که شما

قندان را از خانه من برداشتید ، و در ضمن نمی گم که شما آن را

برنداشتید. اما در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که

شما به تهران برگشتید گم شده است با عشق مسعود”

روز بعد مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت کرد:


پسر عزیزم ، من نمی گم تو با ویکی رابطه داری! و در ضمن نمی گم که

تو باهاش رابطه نداری. اما واقعیت این است که اگر او در رختخواب

خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا کرده بود. با عشق مامان.


فروش ویژه اسپری موبر کارینا اورجینال (ساخت ترکیه)



اسپری موبر کارینا اورجینال ساخت کشور ترکیه. دارای مجوز وزارت بهداشت ایران و برچسب شبنم. حاوی عصاره آلوورا جهت ايجاد درخشندگی و لطافـت در پوست...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 17000 تومان



:: موضوعات مرتبط: سرگرمی , داستان های کوتاه , ,
:: برچسب‌ها: داستان کوتاه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: